عمو جان گرچه در بین ما نیستی ولی بدان دوستت دارم و بهت افتخار می کنم
فردا سالگرد شهادتت است و باز غم نبودنت در وجودم زنده شد
انگار همین دیروز بود که از پیشمان رفتی
عمو جان هنوز اون شبی که امدم دیدنت را فراموش نکرده ام و هر وقت یادم می اید
مو بر بدنم سیخ می شود و تنم لرزان می شود
دوستان عزیز عمویم در جبهه شیمایی شده بود و سال ها درد کشید تا خدا را ملاقات
کرد
دوستان شهدا افتخار این مملکت هستند و همین شهدا بودند که از جان خود مایه گذاشتند
برای دفاع از وطن ... شهدا بدون هیچ چشم داشتی به جبهه ی جنگ رفتند و عملشان خدایی
بود ... اگر امروز یه عده از اسم شهید و شهدا سوء استفاده می کنند شهید را مقصر
ندانید و شهدا با ارزش ترین سرمایه ی خود که همان زندگی شیرین امروزی است را برای
ازادی وطن از دست دادند
امیدوارم حال همگی خوب باشد و همیشه شاد و بهاری باشید
من نیز خوب می باشم و مشکلی نیست
قبل از ماه رمضان فک می کردم که با این گرمی هوا و کار در صحرا دیگه نتونم
روزه بگیرم ولی خوشبختانه خدا کمک کرد و تنونستم روزه هام رو گرفتم البته دو روز
رو خوردم ولی اگه عمری باقی بمونه بعدا خواهم گرفت
یکی از دوستان این پیام رو برام فرستاده بود
انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و روزه گرفتن بر مسافر واجب نیست
در جواب این دوست اینجور نوشتم
روزه گرفتن را دوست دارم و من همه ی روزه هایم رو می گیرم و خواهم گرفت خواه
واجب باشد بر من خواه مستحب
روزه گرفتن تمرین من میتوانم است و من عقیده دارم روزه اراده ی انسان ها را
قوی میکند
روزه گرفتن را دوست دارم چون من را یاد گرسنگان و بچه های بی سرپرست می اندازد
روزه را دوست دارم چون من را به خدایم نزدیک می کند
روزه را دوست دارم چون میدانم دستور خداوند است و همان گونه که امر کردند
تمرین خویشتن داریست
و تو ای خواننده ی عزیز !!! شاید اعتقادت با من یکی نباشد و یا شاید کاملا
مخالف نظر و عقیده ی من باشی ولی من به این امید مینویسم که ما یاد بیگریم که به
نظر و عقیده و اعتقادات هم احترام بگذاریم اگر چه مخالف عقیده و نظر همدیگر باشیم
.
هر کس عقایدی دارد و ما مسول نظر و عقاید دیگران نیستیم
در این شب هاو روز های مبارک من و
بقیه ی دوستان رو از دعای خیرتون بهره مند کنید
خدایا !! همه ی مریض ها رو شفا بده ( الهی آمین )
خدایا !! همه ی فقرا رو غنی گردان ( الهی آمین )
خدایا !! همه ی ما را به راه راست هدایت فرما ( الهی آمین )
خدایا !! دلهای ما رو از یاد خودت محروم نساز ( الهی آمین )
پیشاپیش به شما برو
بچ درس خون تسلیت می گم که دو هفته ی دیگه باید برید مهد و مدرسه و دانشگاه
حال می کنین ؟؟؟ برو
بچ مهد غولکی هم وبلاگ منو می خونن
چند روز پیش رفتم سفر
! اونم چه سفری ؟؟؟ سفر یه روزه !!! سفر یه روزه هم خودش یه نوع سفره دیگه ! ما که
پولمون به چند روز سفر نمیرسه همین سفر یه روزه هم برامون زیاده
چه خوبه ادم سفر بره
! اونم سفر مفتی !! البته سفر من سفر کاری بود ولی بازم خوب بود و چسبید و هنوزم
چسب هاش ول کنم نیستن
جاتون خالی !!! به
کوهستان رفتیم که نمیدونم اسمش چی بود اما براتون توضیح میدم که کجا رفتم
رفتیم سپیدان نزدیکی
های بهشت گمشده ! رفته بودیم عسل بگیریم !!! اخه پسر عموم زنبور داره و منم عشق
عسل خوردن !!! رفتم کمکش عسل گرفتم که البته کار سختی بود و اون روز ده جایی از
بدنم رو زنبور ها نیش زدن ولی متاسفانه صورتم رو نیش نزدن که ورم کنه و بشه عین
بادکنک
یه چیزی که جدیدا کشف
کرده ام رو میخام بهتون بگم !!! البته از من که گذشته !!! من که دیگه پیر شدم و
این قرتی بازی ها به من نمیاد هرهرهر ولی به درد شماها میخوره
از عسل میشه بجای کرم
و مواد مرطوب کننده استفاده کرد و عسل رو میتونید به صورت خود بمالید به مدت
پانزده دقیقه و این کار باعث میشه که صورت شما از چین و چروک در امان باشه و دور
تر مثل من بشید
خدایا سپاس که پایم رو به من برگردوندی و هیچ وقت این لطفت رو در حق خودم فراموش نمی کنم و از تو میخواهم که این دکتر خوب و مهربان رو در زیر سایه الطاف خودت حفظ کنی
درود بر همه دوستان
روز دوشنبه باز نوبت دکتر داشتم و به بیمارستان رفتم و دکتر انقیاد مهربان رو دیدم دکتر انقاد دکتر خوب و خوش برخوردی هس و به همه مریض ها روحیه میده و خیلی هم دوس داشتنیه
تازه داشتیم با دکتر دوست می شدیم که دیگه گفت : علی میری و دیگه این ورا پیدات نمیشه و منظورش این بود که دیگه پای من خوب شده و نیازی به دکتر ندارم
دکتر با اعتماد بنفس بالا بهم گفت : عمل خوب بوده و روند بهبودی تا الان عالی بوده و هفته بعد بخیه های رو بکش و یواش یواش تمرین خم کردن پا رو انجام بده
دکتر نهایت تلاش خود رو کرده تا پای من به اینجا رسید البته دکتر نیز به من فهموند که همیشه این الطاف الهی است که حافظ و نگهبان ما است
خم شدن پام نیز با این عمل جراحی هنوز کامل نشده و فک کنم تا نصف خم بشه و الان هنوز درد داره و چیزی مشخص نیست
خدایا باز تو را سپاس می گویم بخاطر این همه مهربانی هایی که در حق من کردی
از کلیه دوستان که با پیام های خود جویای حال من
شدند سپاسگذارم
تشکر ویژه دارم از دکتر خوب و مهربانم جناب آقای
دکتر احمد انقیاد
از پرستاران بخش جراحی نیز سپاسگذارم که در این
دو روز به من خیلی کمک کردند و مراقب و پرستار من بودند
چهار سال پیش در یک حادثه رانندگی من دچار آسیب
از ناحیه زانوی پای راست شدم و در این چهار سال با مشکلات زیادی روبه رو بودم و
مشکل اصلی من درد زانو و خم نشدن زانو بود که مانع از انجام خیلی از کارها می شد
بالاخره پول عمل پام جور شد و من هفته پیش برا
گرفتن نوبت به مطب دکترم مراجعه کردم و برا روز سه شنبه نوبت عمل گرفتم
بیمارستان خصوصی بود و برا من چون بیمه نداشتم
خیلی گران بود و باز از دکتر انقیاد سپاسگذرام که دستمزد کمتری از من گرفت .
بیمارستان های دولتی رو نمیدونم ولی در این
بیمارستان وقتی که دنبال کارهای پرونده امبودم فردی رو دیدم که می گفت : یه مریض تصادفی رو آورده ام اینجا و دویست
هزار تومان پرداخته ام ولی مریضم رو عمل نمی کنن و می گن باید کل هزینه رو که یک
میلیون و نیم است رو باید پرداخت کنی و بی چاره چون شهرستانی بود و کسی رو در شهر
نداشت سرگردان بود و هر چه می گفت : قرار است از شهرستان بیان و پول بیارن اونا
قبول نمی کردن
سری قبل نیز چنین مشکلی برای من پیش امد و تا کل
پول رو به حساب نریختم حتی در قسمت اتفاقات هم منو بستری نکردن
بگذریم جریان سیاسی شد دیگه ( همراه با چشمک )
بالاخره روز سه شنبه زانویم رو عمل کردم و الان
نیز در خانه هستم و باید چند هفته ای استراحت کنم و چون مثل دریا همیشه پر تلاطم
بوده ام و هستم نمی تونم استراحت کنم و چند تا پشتی گذاشته ام زیر پام و امده ام
کنار دوس دخترم ( کامپیوترم )
پر تلاش بودنم نزدیک بود در بیمارستان نیز کار
دستم بده و وقتی میخاستم مرخص بشم خودم از رو تخت امدم پایین و نزدیک بود خانم
پرستار کتکم بزنه ( مگه جرات داشت هرهرهر )
هنوز درد پام آروم نشده ولی خدا رو شکر خیلی
بهتر شده و الان می توانم یه کم راه برم
دکتر انقیاد که از عمل راضی بود و مثل قبل از
کار خود مطمن بود و امیدوارم مشکل حل بشه و بتونم زانویم رو خم کنم
در پایان آرزو می کنم سلامت باشید و هیچ وقت
گرفتار درد و دکتر و بیمارستان نشید